العلامة المجلسي

964

حياة القلوب ( فارسي )

گفت : اى گروه مردمان ! خدا به ما تعليم كرده است زبان مرغان را . پس خدا مسخّر أو گردانيد جنّيان وآدميان را ، وهر پادشاهى را كه مىشنيد در أطراف زمين هست بر سر أو مىرفت تا أو را ذليل مىكرد وبه دين خود در مىآورد وباد را خدا مسخّر أو نمود ، وچون به مجلس خود مىنشست مرغان بر سرش جمع مىشدند وبه بالهاى خود سايه بر أو مىافكندند وجنّيان وآدميان در خدمتش صف مىكشيدند ، وچون مىخواست با لشكر خود به جنگ برود به ناحيه‌اى بساطى از چوب براي أو مىزدند ولشكرى وچهار پايان وآلات حرب همه را بر آن بساط مىگذاشت ، وآنچه أو را در كار بود همه را بر آن بساط جا مىداد ، پس امر مىفرمود باد تند سخت را كه در زير بساط چوب داخل مىشد برمىداشت ومىبرد به هر جا كه مىخواست ، بامداد يك ماه راه مىرفت وپسين يك ماه راه « 1 » . به سند موثق كالصحيح از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت سليمان عليه السّلام بيرون آمد از بيت المقدس وبر بساط خود نشست وسيصد هزار كرسي در جانب راست آن حضرت بود كه آدميان بر آنها نشسته بودند ، وسيصد هزار كرسي در جانب چپ أو بود كه جنّيان بر آنها نشسته بودند ، امر فرمود مرغان را كه بر سر همه سايه افكندند ، وحكم فرمود باد را كه ايشان را برداشت وآورد به مدائن واز مدائن برداشت ايشان را وشب را در إصطخر شيراز گذرانيدند ، چون بامداد شد حكم كرد باد ايشان را به جزيرهء بركاوان « 2 » برد وامر كرد باد را آن قدر پست شد كه نزديك شد پاهاى ايشان به آب برسد ! در آن حال بعضي از ايشان به بعضي گفتند : هرگز پادشاهى از اين عظيمتر ديده‌ايد ؟ پس ملكي از آسمان ندا كرد كه : ثواب يك سبحان اللّه گفتن از براي خدا بزرگتر است از اين پادشاهى كه مىبينيد « 3 » .

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 208 . ( 2 ) . در مصدر « بركادان » آمده است . ياقوت حموى گفته است : « بركاوان » ناحيه‌اى است در فارس ( معجم البلدان 1 / 399 ) . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 208 .